که یک سگ به از صد زن پارسا
زنان را بود بس همین یک هنر
نشینند و زایند شیران نر
زن و اژدها هر دو در خاک نه
جهان پاک از این هر دو ناپاک به
هر آنچه به ذهنم برسد خواهم نوشت
که یک سگ به از صد زن پارسا
زنان را بود بس همین یک هنر
نشینند و زایند شیران نر
زن و اژدها هر دو در خاک نه
جهان پاک از این هر دو ناپاک به
که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم روی
ولیکن چون تو در عالم نباشد
تا همه وقت وجودش به سلامت باشد
زن نگیرد اگرش دختر قیصر بدهند
وام نستاند اگر وعده قیامت باشد